پرتاب گلوله بوده است. اين مرحلهٴ اخير ــ يعني اختراع سلاح آتشين ــ ظاهراً پيش از ربع دوم سدهٴ چهاردهم، صورت نگرفت، و در مجلد سوم از آن ياد خواهد شد.
در نتيجه، احتمال كلي دارد كه باروت پيش از پايان سدهٴ سيزدهم، اختراع شده باشد؛ ولي در اين صورت هم مسلم است كه هيچ كس از موارد استفادهٴ آن خبر نداشت. اگر خواننده مُصِرّ باشد اختراع وقتي ميتواند مورد توجه قرار گيرد كه كاملاً درك شده باشد، بنابراين باروت تا سدهٴ چهاردهم، اختراع نشده بود؛ پس بر همين اساس كريستف كلمب هم امريكا را كشف نكرده است.
دليلي در دست نيست كه باروت را چينيان اختراع كرده باشند؛ ممكن است مسلمانان مخترع آن باشند؛ ولي ظاهراً احتمال بيشتري هست كه اين اختراع در جهان لاتيني يعني در اروپاي باختري صورت گرفته باشد.
ماركوس يوناني1
موٴلف ناشناس مجموعهاي از دستورالعملها، كه احتمالاً در نيمهٴ سدهٴ سيزدهم، برآمد. البته اين مجموعه2، احتمالاً در آن عصر، تأليف شده و مسلماً نه پيش از آن. پيداست كه اين دستورالعملها مربوط به دورههاي مختلف است ــ مصري، هلنيستي، بيزانسي، عربي، لاتيني، معاصر. بحث از مواد آتشزا و وسايل آتش يوناني، مواد فسفردار، مواد منفجرهٴ حاوي شوره و غيره. مواد منفجره از الحاقات بعدي است. از اين متن دو تحرير مختلف در دست است: تحرير قديم، يعني نسخهٴ شمارهٴ 197 كتابخانهٴ مونيخ (به تاريخ 1438)، و تحرير جديد كه كتابت آن قديميتر است (از حدود 1300) و به شمارهٴ 7156 در كتابخانهٴ ملي پاريس ثبت شده است.و (نسخههاي متعددد ديگري هم وجود دارد). دستور تهيهٴ باروت در نسخهٴ مونيخ ديده نميشود، با اين همه، احتمالاً اولين دستور تهيهٴ اين ماده به وسيلهٴ ماركوس نوشته شده است.
احتمال دارد كه اصل كتاب آتشبازي به يوناني نوشته شده باشد، يا دست كم يك نسخهٴ لاتيني آن داراي عنوان يوناني است؛ همچنين محتمل است كه متن يوناني به عربي و از عربي به لاتيني ترجمه شده است. در متن لاتيني كلماتي ديده ميشود كه آشكارا از عربي اقتباس شده، از قبيل قطران و انبيق، ولي اينها ثابت نميكند كه از عربي ترجمه شده است. مجموعهٴ دستورالعملها با الحاقات و اضافات همراه است. پيداست كه نميتوان رسالههايي را كه هر كدام داراي الحاقات خاص است، از رسالههايي كه همان الحاقات در آنها نقل شده است، تميز داد. با اين همه، اين مطلب كه اقتباسها به صورت ترجمهٴ دقيق، ترجمهٴ آزاد، يا تأليف مستقل باشد، چندان مسئلهاي نيست، اين مطالب اقتباس شده است كه اهميت دارد ــ صرفنظر از نحوهٴ اقتباس آنها.